زنگ تفریح سیاسی اجتماعی

 

 

دختر خانمی طناز به نزد شیخ آمد و گفت: یا شیخ، من از نعمت داشتن برادر و پدر محرومم و در دنیا مادری دارم که ثروت هنگفت پدرم به وی رسیده و چون بیمار است بزودی دار فانی را وداع گفته و تمام مال و مکنت وی به من میرسد، آیا حاضری همسر من گردی تا از ثروت به ارث رسیده من بهره مند گردی؟
شیخ اندکی خشتک خویش بخاراند و فرمود: نوچ، همسر شما نمیشوم …
دختر زیر لب گفت: ایییشششش اکبیری، منو بگو میخواستم آدم فرضت کنم و به خشم محضر شیخ را ترک بگفت و بسوی منزل راهی شد و چون به منزل رسید شیخ را بدید که با مادرش مزدوج شده و به سمت پدرش درآمده تا هم ارث مادر را کسب نماید و هم از لایحه مجلس مبنی بر ازدواج با فرزند خوانده درآینده بهرمند گردد ….

 

Advertisements

مصاحبه با لاورا ویا یکی از فرماندهان فارک- ارتش خلق ،ارتش انقلابی کلمبیا

ترجمه کمیته بین المللی برای حمایت از زندانیان سیاسی ایران: مصاحبه با لاورا ویا یکی از فرماندهان فارک- ارتش خلق ،ارتش انقلابی کلمبیا

 

مصاحبه با لاورا ویا (Laura Villa)توسط*Dax Toscano  

 

» مبارزه برای زندگی، با شادی و کرامت«

 

 

انسانها در زندگی با حوادثی روبرو می شوند که بر زندگی روزمره آنها عمیقا تاثیر گذاشته و نتیجا تجربیات آموزنده ای را بجا می گذارد.این تجربیات از اهمیت بیشتری برخورداند وقتی که آنها عزیزان و مردمی استثنایی با ارزش های والای انسانی و با تواضع هستند و فراتر از همه از طریق پراکسیس شان برای دستیابی به زندگی با عدالت بیشتر و انسانی تر مبارزه می کنند.

 
در هاوانا،من،یکی از این انسانها را ملاقات کردم.لاورا ویا،یکی از فرماندهان فارک- ارتش خلق ،ارتش انقلابی دهقانان،کارگران،دانشجویان و اندیشمندان در خدمت خلق.
 
با سی سال
سن، لاورا در حال حاضر در هاوانا در فاز دیگری از مبارزه برای صلح و عدالت اجتماعی برای کلمبیا مبارزه می کند.

 

 

فرمانده لاورا ویا، درباره خودتان بگویید؟

قبل از هر چیز، درود های گرم رفیقانه و بولیواری ام را از طرف سازمان انقلابی مان فارک – ارتش خلق، هیئت صلح و  بخصوص مبارزینی که در کوه های کلمبیا برای کلمبیای جدید مقاومت و مبارزه می کنند،بپذیرید.


من در شهر
Tunja پایتخت استانBoyacos در یک خانواده متوسط متولد شدم.ما چهار خواهر و برادر هستیم،من چهارمین فرزند خانواده هستم.والدین من Boyacosiمعمولی هستند.Boyacos   استانی مشهور دانشگاهی می باشد و خانواده ها سنتا برای فرزندانشان میراث درس خواندن را بجا می گذارند.بنابر این سنت، ما( من و خواهر وبرادر هایم ) هم وارد دانشگاه شدیم. پدر و مادر من همیشه کارگران رسمی دولت بودند . مادرم دبیر و پدرم حسابرس است  .

من تحصیلات دبستان و دبیرستان را در مدرسه دولتی boyaca  که در زمان خود بخاطر کیفیت سیستم آموزشی اش بسیار مشهور بود،تمام کردم.در حال حاضر با خصوصی سازی و اصلاحات آموزشی، همه چیز کاملا تغییر کرده است. سپس تحصیلاتم را در دانشکده پزشکی در دانشگاه ملی به پایان رساندم.

فرمانده، چگونه جذب مبارزه انقلابی شدید و در چه شرایطی به انقلابیون (فارک ) پیوستید؟


در واقع من نمی دانم در چه نقطه ی ، دقیقا زندگی ام را با کار انقلابی گره زدم .از دوران دبیرستان  به یاد دارم که احساس و علاقه دخالتگری برای مقابله علیه رفرم هایی که رژیم در سیستم آموزش و پرورش و خصوصی سازی خدمات عمومی ایجاد کرده بود، در من به وجود آمد. من خیلی کنجکاوانه در مراسم سخنرانی رهبران جنبش دانشجویی شرکت می کردم و  در آن جنبش دخالت داشتم.فعالیت در این جنبش، در من انگیزه همراهی و شرکت در مبارزات مردم در محله های فقیر که در سال 1996 علیه خصوصی سازی خدمات عمومی مبارزه می کردند را بوجود آورد. بعد از ورودم به دانشگاه ملی، که یک مرکز  آکادمیک دانشگاهی است و صرف نظر از سیستم آموزشی، مکانی است که فرصت بحث های سیاسی،اقتصادی و تئوریک و تبادل ایده ها را امکانپذیر می سازد.در آن مکان یاد گرفتم که چرا دولت سیستم بهداشت و آموزش و پرورش را به تجارت تبدیل کرده است .
 

 

 فرمانده چریک ها بودن برای شما چه معنی دارد  ؟ چگونه مبارزین فارک فرماندهی یک زن را درک می کنند، با توجه به اینکه آنها از یک جامعه جنسیتی (سکسیستی ) می آیند ؟


فرمانده چریک ها( هم مرد و هم زن)بودن، قبل از هر چیز یعنی مسئولیت پذیری که فراتر از مدالها و نشانها می باشد.
 
فرمانده بودن ضمن آماده شدن برای به دست آوردن تربیت سیاسی، نمونه ای برای چریک های دیگر در کار و در تمام فعالیت ها است . فرمانده یعنی به عهده گرفتن  وظایف، مشارکت و دخالتگری در ایجاد شرایط  برای حصول تحول اجتماعی .

 
در اساسنامه فارک – ارتش خلق، زنان و مردان از حقوق و وظایف برابر برخور دارند. بنظر من، نقش زنان در فارک بدلیل آنکه جامعه پر از تبعیض و ستم جنسیتی (سکسیستی ) می باشد، مهم و آشکار است.
 
این پدیده ها تنها زمانی از بین می روند که موانعی مانند مالکیت خصوصی و مفاهیم
عقب مانده سنتی خانواده و همچنین سیاست های دولت که تنها به زنان بمثابه کالا برای تولید و تولید مثل نگاه می کند، غلبه کرد.
 
فرمانده لاورا ،چه پراتیکی برای شما به معنای  سیاست است ؟ درک فارک –ارتش خلق از سیاست چیست ؟

پراتیک سیاسی جوهر سازمان ما است. بالاتر از همه، بدلیل  سرکوب ، نظامی گری و تروریسم دولتی، ما  برای دفاع از خود و  دستیابی به  اهداف سیاسی مان برای ایجاد یک جامعه نوین دست به مبارزه مسلحانه زده ایم  .

ما همواره تمایل داشتیم که جنگ را از طریق مذاکره حل و فصل بنمائیم. تجربه مبارزه در گذشته نشان می دهد که تلاش های سیاسی متعددی که برای صلح و  عدالت اجتماعی صورت گرفته ،همیشه با درب بسته دولت روبرو گشته و توسط آن بیشتر سرکوب شده،از آنجمله  بمباران کاسا ورده ،نابودی اتحادیه میهنی ، طرح کلمبیا  و غیره .

همانطور که می دانیم، سیاست توسط زیربنای اقتصادی تعیین می شود و برای دستیابی به جامعه واقعا دمکراتیک به تغییرات عمیق اقتصادی، ایدئولوژیک و سیاست های دولت احتیاج است.

فارک از تاکتیک ترکیب همه اشکال مبارزه با توجه به توسعه سیاسی و تضادها در سطوح مختلف استفاده می کند. 


آموزشانقلابیدرفارک – ارتش خلقچگونهاست؟


 آموزش انقلابی در فارک – ارتش خلق با ایجاد ارتباط بین تئوری با عمل صورت می گیرد. هر تیم چریکی همزمان یک سلول سیاسی هم می باشد و اعضای آن عضو حزب کمونیست مخفی هستند . این یک نقش کلیدی در آموزش سیاسی و ایدئولوژیک چریک ها را ایفا می کند که پایه فلسفی اش مارکسیسم – لنینیسم است و مستلزم پراتیک در فعالیت های گوناگون از عمر انقلاب است : از مبارزه تا حتی ساده ترین وظایف روزمره زندگی   .

ما در درجه اول انسان هستیم ، اما آموزش انقلابی ما در همه چیز که انجام می دهیم انعکاس پیدا می کند. همانطور که چه گوارا گفت : ما همیشه در جستجوی آموزش مرد و زن جدید هستیم .

 
سه سال از قتل فرمانده خورخه بریسنیو می گذرد، در مورد او چه می توانید به ما بگویید ؟

فرمانده خورخه بریسنیو ، در ذهن و قلب همه  farianos  ( اصطلاحی که بین چریک ها  در فارک معمول است )زندگی می کند. یک مرد نمونه، شجاع،با شخصیت،انسانی استثنایی و چهره شناخته شده مردمی که از گفتن حقایق ترسی نداشت . ما او را با عشق و محبت «مونو»  خطاب می کردیم. او برای ما نقش پدر و مادر،دوست، معلم و فرمانده را داشت . خورخه خیلی ساده زندگی کرد.انسانی خود ساخته بود و برایش  غیر ممکن وجود نداشت. او  همیشه بر اهمیت چریک بودن تاکید می کرد و می گفت،ما بخاطر یک زندگی شاد و با کرامت همه چیز را رها کرده و مبارزه را پیشه کرده ایم.

 
پیشرفت مذاکرات صلح در هاوانا را چگونه می بینید؟ چه فاکتورهایی می تواند به صلح واقعیت ببخشد و صلحی که به کشتاری دیگری منتهی نشود ؟

 

صلحی که مردم کلمبیا می خواهند، صلحی برای عدالت اجتماعی است. ما درگیر یک جنگ مسلحانه خونین هستیم که بیش از نیم قرن با اعمال جنایت های دولت کلمبیا در ارتباط است.
برای رسیدن
به یک راه حل، لازم است به حل علت هایی که آن را تولید کرده و می کند نگاه بکنیم : خشونت دولتی ، تروریسم دولتی ، سلب مالکیت زمین ، فقر ، نابرابری ، بی عدالتی . صلح نیاز به اراده و به رسمیت شناختن هر دو طرف در میز مذاکره دارد .موافقتنامه ها باید منافع هر دو طرف را تضمین بکند و با مشارکت تشکیل دهنده اصلی آن یعنی مردم کلمبیا که معمار اصلی صلح هستند.  
صلح به معنای تغییرات عمیق در ساختار دولت به نفع اکثریت با حاکمیت و دموکراسی واقعی است.
 

اگر توافق تحقق بپذیرد،نقش فارک – ارتش خلق در یک سناریوی متفاوت از رویارویی نظامی چه خواهد بود ؟
در این صورت مبارزه  را برای دستیابی به اهداف سیاسی و استراتژیک مان بدون نیاز به استفاده از سلاح ادامه می دهیم، اما ضروری است که دستگاه دولت اصلاح بشود و به رسمیت شناخته شدن زندگی تضمین بشود.
 
 
در نهایت ، چه پیامی برای مردم جهان و  به خصوص جوانان دارید؟

درود های گرم انقلابی امریکایی لاتینی و انترناسیونالیستی را برای جوانان می فرستم.  جوانان دانه هایی هستند که تغییرات اجتماعی که بشریت احتیاج دارد را شکوفا می کنند.شورشگری و طغیان آنها ماشینی است که انقلاب را سرعت می بخشد. من جوانان را به شکستن دیواری که جامعه مصرفی سرمایه داری از طریق نهادهای آموزشی مذهبی ،فرهنگی و رسانه های آن ساخته شده است و به ما اجازه بررسی عمیق تر پدیده ها را نمی دهد و با ترس تحمیلی متفاوت اندیشیدن را از ما سلب می کند، دعوت می کنم.به همت این جوانان، ما جهان را از تامل باز خواهیم داشت و آنرا متحول کرده و دنیای دیگری خواهیم ساخت.

 

من نمی توانم این مصاحبه را بدون درود به مردم پیشرو اکوادور که تغییرات عمیقی را تحت رهبری رافائل کوریا رئیس جمهور بدست آوردند و تبدیل به یک نمونه بارز ضد امپریالیستی شده اند را به پایان ببرم.

 

Freelance journalist – Dax Toscano* خبرنگار آزاد و فعال سیاسی از اکوادور است.

 

 

محکومیت جمهوری اسلامی: این جنایات از یادها نمی روند

 

 

اعدام وحشیانه شیرکو معارفی, حبیب‌الله گلپری پور و سایر زندانیان سیاسی را محکوم می کنیم

 

خطاب به افکار عمومی و نهادهای دمکراتیک!

 

 شیرکو معارفی را نیز جمهوری اسلامی در تداوم اعدامهای سیستماتیک زندانیان سیاسی به دار آویخت. وی که سالها در اسارتگاههای دژخیمان حاکم بسر برده بود در روز دوشنبه  سیزده ابان سال 1392 اعدام شد. کالبد بی جان شیرکو در میان تدابیر شدید امنیتی حاکمان بخاک سپرده شد. اندیشه اش اما نه! شیرکو معارفی از جان خود گذشت و زندگی در شرایط حاکمیت استبداد را فدای آینده ای بهتر برای فرزندان مردم کشورش و کردستان کرد. چنانچه قاتلان حاکم بر این اندیشه اند که شیرکو و سایر زندانیان سیاسی اعدام شده خاموش شده اند, زهی خیال باطل. آنها زنده اند در اعتراضات خیابانی و فریاد مرگ بر استبداد و دیکتاتور جوانان و دانشجویان و کارگران , زنان و معلمان و هر کجا که خیزشی علیه بیداد صورت پذیرد. شیرکو و گلپری پور و سایرزندانیان سیاسی اعدام شده در دستان تهی زحمتکشان فریاد می شوند و کاخهای ظلمت و ظلم را میلرزانند.

 

مدتی پیش با علم بر ظرفیت های ضد انسانی مسئولین جمهوری اسلامی خطر اغدام وی را با این فراخوان اعتراضی به اطلاع عموم رساندیم

 

اعتراض بیش از دویست فعال سیاسی اجتماعی فرهنگی و دهها رسانه و نهاد آزاد و دمکراتیک به حکم اعدام شیرکو معارفی – همراه با ترجمه انگلیسی

 

و امروز صدای اعتراض خود را دو چندان با محکومیت اعدام های سیاسی جاری در ایران طنین مضاعف می افکنیم.

 

 برچیده باد بساط استبداد

 

گزارشگران

 

gozareshgar1001@yahoo.de

 

www.gozareshgar.com

 

 

 

شیوا گنجی: تن فروشی شغل یا هوس….!

 

 

 

شیوا گنجی

 

روزنامه نگار و فعال حقوق زنان

 

تن فروشی یا فحشا چیست!؟

 

سکس و آمیزش جنسی در برابر درآمد… در کل میتوان فحشا و تن فروشی را در این چند کلمه خلاصه کرد. ولی آیا تن فروشی شغل محسوب می شود یا هوس زودگذر؟ برای بعضی از خانمهای که تن به این کار پرخطر و خفت بار میدهند میتوان به عنوان شغلی پردرآمد پرداخت و وقتی از این خانمها سوال می شود چرا دست به این کار میزنید راحت و بدون واهم می شنوی چکار کنم توان مالی ندارم، مجبورم، هزینه زندگی بالاست و…. اما برای مشتریان این شغل پر خطر آیا میتوان گفت آنها هم مجبور هستند!؟ خیر بلکه مشتری این زنهای کوتاه فکر که فکر می کنند تنها منبع درآمد آنها فقط تن فروشی میتواند باشد مردان هوس باز و بلهوسی است که هوس آنها هیچ وقت پایانی ندارد و ممکن است تمام روز خود را با چند تا از این خانمها سپری کنند. این روزها متاسفانه مشتری های زنان تن فروش را فقط مردان مجرد تشکیل نمیدهد بلکه بیشتر این مشتریان مردان متاهل و هوس بازی هستند که هوس و شهوت تمام وجودشان را فراگرفته و این کار عادت عادی و سرشار از لذت و هوس شده.

 

تاریخچه پیدایش تن فروشی:

 

تن فروشی جزء قدیمی ترین حرفه جهان محسوب می شود که در قرن هجدهم در فرانسه جزء افراد فرهیخته محسوب می شدن. در حالی که در آن زمان خیلی از مردان فرانسوی سواد خواندن و نوشتن را نداشتند اما زنان روسپی به دلیل نشست و برخواست با بزرگان و اشراف زادگان باید سواد خواندن و نوشتن را داشتن و غیر از آن باید در شعر، تاریخ، ادبیات و فلسفه نیز اطلاعاتی را کسب میکردند.

 

اعتیاد و تن فروشی:

 

اعتیاد و تن فروشی معمولاً دو شغل در کنار هم محسوب می شوند و ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. متاسفانه در ایران شریک زندگی این انسانها معمولاً یکی از آنها و در بعضی موارد هر دو نفر معتاد هستند و در کنار هزینه های سنگین دیگر زندگی این معضل هم وجود دارد و هزینه های آنها را گاهاً تا چندین برابر افزایش می دهد. متاسفانه زنان روسپی برای فرار از افسردگی خود به اعتیاد و قرصهای روانگردان روی می آوردند و تا جای که در بدو ورود مسئول روسپی خانه ها زنان و دختران فراری را معتاد می کنند تا مطیع و وابسته شوند.

 

ارتباط تن فروشی و ایدز:

 

بیماری خطرناک و علاج ناپذیری که طی سالهای اخیر متاسفانه رو به افزایش است.و ارتباط مستقیمی بین این بیماری و تن فروشی وجود دارد و هر لحظه فرد تن فروش و مشتریهایش را تهدید میکند. مردان برای اینکه لذت جنسی بیشتری در سکس برایشان وجود داشته باشد متاسفانه قبول نمیکنند که از کاندوم استفاده کنند و وقتی زنان تن فروش این پیشنهاد را میدهند یا مردان جبهه می گیرند یا با مبالغ کمتری حاضر به معامله هستند و این خود نیزی یاعث میشود فرد روسپس و مشتری  1 قدم بیشتر به طرف مبتلاً شدن به ایدز نزدیک شوند.و به همین دلیل است که بیشتر زنان راضی به تن فروشی بدون کاندوم می شوند برای دریافت مبالغ بالا. همچنین مشتریان در صورت استفاده از کاندوم نیز اگر در حین آمیزش جنسی، کاندوم سوراخ یا پاره شود، حاضر به عوض‌کردن آن نمی‌شوند.اگر مشتری نیز خود آلوده به ویروس اچ آی وی نباشد اما بعد از نزدیکی با این زنان مبتلا شده و این بیماری مهلک را برای چند لحظه لذت، هوس و شهوت خود به هدیه می کند.

 

خشونت در تن فروشی:

 

در بسیاری از موارد زنان تن فروش از طرف مشتری های خود دچار خشونت شده و گاهی حتی بعضی از این خشونت ها منجر به قتل نیز می شود. گاهاً این خشونت ها برای بدست آوردن پولی است که روسپی از درآمد روزانه خود به همراه دارد و آن را حمل می کند.

 

 

 

قاچاق انسان برای سکس:

 

از قاچاق انسان برای سکس به عنوان برده‌داری نوین، برده‌داری جنسی و برده‌داری سفید نیز یاد می‌شود. توجّه بسیاری به سوی فروش انسان جلب شده‌است، که ارقام آن بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار تخمین زده می‌شود؛ ۸۰ درصد این افراد زنان و دخترانی هستند که هر ساله در کشورهای مختلف به فروش می‌رسند و در بسیاری موارد به تن‌فروشی، یا همچون بردگان، به اشتغال در کارهای پست وادار می‌شوند. فعّالان حقوق بشر گزارش می‌دهند که هزاران زن و دختر فقیر هر ساله پس از آن که با فریب و وعده‌های کاذب شغل و ازدواج، از روستاها به شهرها آورده می‌شوند، وادار به تن‌فروشی می‌گردند. در برخی موارد، والدین مستقیماً دختر خود را می‌فروشند. اختفای این تجارت زیرزمینی، ردیابی آن را دشوار می‌سازد. ارقام فوق شامل قربانیانی نمی‌شود که در کشور خود به فروش می‌رسند. مشکلی که مدت‌هاست برای مثال دهنده را فرا گرفته ‌است، کشوری بزرگ و آن اندازه متنوع که قاچاقچیان بتوانند قربانیان خود را از محلی به محل دیگری ببرند،  به محلی صدها کیلومتر دورتر، با زبانی دیگر و شانس ناچیزی که بتوانند به خانه خود بازگردند. قاچاقچیان نیز به ندرت دستگیر می‌شوند.

 

انواع تن فروشی و روسپی گری:

 

روسپی‌ها اختصاص داده می‌شود و گاهی در شهرهای بزرگ جزء جاهای ممنوع می‌باشد. در کشورهای آسیای شرقی در برخی از آرایشگاه‌ها و حمام‌ها خدمات جنسی به منظور گرفتن انعام ارائه می‌شود.

 

برخی از روسپیان که به صورت محترمانه اسکورت نیز خوانده می‌شوند، مردان جهانگردی که تنها هستند را در مراکز دیدنی و تفریحی همراهی می‌کنند و سایر کارها در محلّ اقامت مشتری یا در اتاق هتلش انجام می‌گیرد (که به آن Outcall  می‌گویند) یا در محل اقامت مکان روسپی یا اتاق هتلی که توسط روسپی برای این کار اجاره شده (که Incall نام دارد)  انجام می‌شود. این شکل روسپی‌گری معمولاً توسط موسسات اسکورت(اسکورت اَجنسی) انجام می‌شود. در آمریکا، مؤسسات اسکورت مداوما در اینترنت تبلیغات می‌کنند. خدمات اسکورت معمولاً (ولی نه همیشه) با رابطهجنسی همراه است.

 

در زمینهاستفاده روسپی‌ها از اینترنت برای تبلیغات، یا مشتری‌هایی که برای به خدمت گرفتن روسپی تبلیغات می‌کنند، لیست بلندی از واژگان مخفف و کددار برای تشریح اینکه هر سرویسی چقدر هزینه دارد، یا اینکه چه خدماتی انجام می‌گیرد، به کار می‌رود.

 

برخی اسکورت‌ها ممکن است مستقل از مؤسسات کار کنند. ارتباط با مشتری‌ها معمولاً توسط تلفن انجام می‌شود و قرارها بدون حضور شخص سومی برگزار می‌شود.

 

در توریسم جنسی، مسافران از کشورهای غنی به کشورهای فقیر تر مثل تایلند برای جستجوی سرویس‌های جنسی که در کشور خودشان وجود ندارد، یا گران‌تر است سفر می‌کنند. مقاصد سیاحت‌های جنسی دیگر برزیل، دریای کارائیب و کشورهای بلوک شرق پیشین هستند.

 

در روسیه و کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق بازار دختران را در هوای آزاد برگزار می‌کنند. یک روسپی در کنار جاده می‌ایستد و ماشین‌ها را به اصطلاحاً tochka راهنمایی می‌کند که اغلب پارکینگ ماشین‌ها یا کوچه‌ها هستند و صف زنان در جلوی ماشین‌های منتظر رژه می‌روند. مشتری‌ها یک روسپی را انتخاب می‌کنند، و سوار ماشین می‌کند. این موقعیت زن را حتی برای مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن هم آزاد می‌گذارد.

 

مردان روسپی:

 

 روسپی‌گری در مردان نیز وجود دارد. در ایران برخی از روسپیان مرد به مردان خدمات جنسی ارائه می‌کنندو تعداد کمی از آن‌ها به زنان.

 

به گفتهمردی روسپی در تهران، مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی‌شود. او می‌گوید شغل خود را تخصّص بی‌نظیری می‌داند و درآمدی بسیار بالاتر از همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توأم با خوشبختی می‌داند.